تبلیغات
مطالب جالب دنیای امروزی - مطالب مقاله و مصاحبه

 مطالب جالب دنیای امروزی 
 مطالب جالب دنیای امروزی 


سایت دانلود آهنگ :
دانلود آهنگ های قدیمی و موزیک های زیبای جدید تنها در سایت www.oldmusic.ir ... آهنگهای خاطره انگیز خودتان را دوباره دانلود کنید و گوش دهید .!
فروشگاه کارت شارژ :
فروشگاه اینترنتی کارت شارژ عمو شارژر .! فروش انواع کارت شارژ سیم کارت های اعتباری: از ایرانسل و همراه اول گرفته تا تالیا و وایمکس ...
سایت پیامک (sms) عمو اس ام اس :
به روزترین سایت اس ام اس در موضوعات مختلف از جمله : فلسفی ، شاعران ، طنز ، نویسندگان ، سرکاری ، مناسبتی و ...
سایت تفریحی کلبه :
سایت تفریحی و سرگرمی کلبه ... جدیدترین مطالب طنز ، عکس خواننده ها و بازیگران ، مطالب جالب ، خبرهای داغو باور نکردنی و ...
سیستم تبلیغاتی گرند پی تی سی :
سیستم تبلیغات کلیکی و نمایشی گرند پی تی سی بهترین مکان برای نمایش تبلیغات شماست و بهترین راه برای کسب درآمد وب مسترها ...





: حسین فركی بی‌سر و صداست. چه آن زمان كه 7 سال در تیم‌ملی بود و چه حرف و حدیث‌هایی پشت سر داشت، چه آن دو سالی كه خانه‌نشین شد و چه حالا كه با نفت چشم‌ها را خیره كرده. او سر به كار خود دارد و ترجیح می‌دهد از حواشی پایان‌ناپذیر این فوتبال كناره بگیرد. او دیروز دعوت ما را پذیرفت، با خوش قولی هر چه تمام‌تر راس ساعت در دفتر روزنامه حضور یافت و به سئوالات ما پاسخ داد.



حسن امامقلی



90: حسین فركی بی‌سر و صداست. چه آن زمان كه 7 سال در تیم‌ملی بود و چه حرف و حدیث‌هایی پشت سر داشت، چه آن دو سالی كه خانه‌نشین شد و چه حالا كه با نفت چشم‌ها را خیره كرده. او سر به كار خود دارد و ترجیح می‌دهد از حواشی پایان‌ناپذیر این فوتبال كناره بگیرد. او دیروز دعوت ما را پذیرفت، با خوش قولی هر چه تمام‌تر راس ساعت در دفتر روزنامه حضور یافت و به سئوالات ما پاسخ داد. هر چند معذوریت‌های اضافی و مراعات‌های بسیار حاج حسین اجازه نمی‌داد به همه پرسش‌ها بی‌پروا جواب دهد. شاید همین مدارا كردن و رعایت حرمت‌هاست كه از او یك چهره اخلاقی در فوتبال ایران ساخته... پس بخوانید:

90: از كجا شروع كنیم آقای فركی؟

اول از همه باید بگویم با وجود لطفی كه دوستان مطبوعاتی دارند و ارادت من به همه شما، با اكراه دعوت‌ها را می‌پذیرم. نمی‌خواهم بگویند فركی تا دو برد آورد هر روز این جا و آنجاست. به هر حال فضا به گونه‌ای است كه از هر رفتاری سوء برداشت می‌شود.

90: ولی عملكرد نفت آن هم با آن شرایط ابتدای فصل تا این جا فوق‌العاده بوده...

به هر حال باید جانب اعتدال را رعایت كرد. من همیشه در زندگی هم بالا را دیده‌ام و هم پایین را. می‌دانم كه فوتبال هم مثل زندگی فراز و نشیب زیادی دارد. به هر حال در خدمت شما هستم.

90: ممنون. خیلی‌ها هنوز می‌پرسند حسین فركی پس از جدایی از تیم‌ملی حدود دو سال كجا بود؟

به هر حال فضای كار مهیا نبود.

90: یعنی پیشنهاد كار نداشتید؟

بله، پیشنهادی نداشتم.

90: چرا؟ حضور 7 ساله در تیم‌ملی برای هر مربی یك كارنامه ویژه است.

پاسخ این سئوال را دكتر دادكان داده. او گفت «به خاطر دشمنی با من به فركی و سجادی هم كار نمی‌دهند.»

90: یعنی بایكوت شده بودید؟

همین معنا را می‌داد دیگر...

90: دوران سختی بود. درست است؟

سخت‌تر از آنچه فكرش را بكنید. حیرت و ناراحتی من از این بیشتر می‌شد كه فوتبال ملی ایران روی من 7 سال سرمایه‌گذاری كرده بود و ناگهان آن برخوردها صورت گرفت. واقعا این اتفاقات برای سیستم اداره ورزش یك ایراد بزرگ است و البته خانه‌نشینی من و امثال من یك دلیل دیگر هم داشت...

90: چه دلیل؟

این‌كه در مقطعی فقط تعدادی مربی خاص اجازه فعالیت داشتند و تیم‌ها بین آنها دست به دست می‌شد. به گونه‌ای كه حتی مربیانی با سابقه درخشان حتی صاحب یك تیم جوانان هم نمی‌شدند.

90: شما 7 سال روی نیمكت تیم‌ملی نشستید. شروع آن چگونه بود؟

در زمان ریاست مهندس صفایی، سوبرامانیان مدرس دوره A آسیا من را از میان شركت‌كنندگان كلاس و از جمع مربیانی چون مظلومی، قاسمپور، جلالی و... به رئیس فدراسیون معرفی كرد. یكی از دوستان می‌گفت روی نام من تاكید كرده بود كه به هر حال براساس همان پیشنهاد، دعوت به كار شدم و 7 سال در خدمت تیم‌ملی بودم. جالب آن‌كه سوبرامانیان ناظر AFC در فینال بازی‌های آسیایی بانكوك بود. جایی كه تیم‌ملی ما به مصاف كویت رفت و قهرمان شد او مرا دید و خیلی تبریك گفت.

90: در آن 7 سال خیلی‌ها به طعنه می‌گفتند سر قفلی نیمكت تیم‌ملی به شما واگذار شده..

برایم آن حرف و حدیث‌ها اصلا مطرح نبود. من با صداقت كار كردم و به فعالیتم در تیم‌ملی هم افتخار می‌كنم. خوشحالم كه در آن 7 سال تیم‌ملی بهترین دورانش را سپری كرد و به افتخارات بسیاری رسید و من هم سهمی كوچك در آن داشتم.

حاشیه‌ها و مسائل فنی آن 7 سال را به طور روزشمار برای خودم یاد داشت كرده‌ام كه آرشیو ارزشمندی است.

90: حتی حواشی را؟

بله.

90: كتاب خواندنی می‌شود. چایش نمی‌كنید؟

برخی دوستان بارها پیشنهاد داده‌اند اما هنوز تصمیم به چاپ آنها نگرفته‌ام. شاید در آینده این كار را انجام دهم.

90: در دوران حضور شما در تیم‌ملی دو موضوع مطرح بود یكی این‌كه شما از بالا حمایت می‌شوید.

زندگی من كاملا مشخص است. من هیچ ارتباط خاصی ندارم و از ارگان خاصی هم حقوق نمی‌گیرم. نه به جایی وابسته هستم و حتی یك رفیقی كه رئیس اداره‌ای باشد ندارم چه رسد به وزیر و معاون وزیر.

90: پس چگونه 7 سال در تیم‌ملی ماندگار شدید؟

گفتم كه رمز آن حضور صداقت كاری بود و بس. من یك زندگی معمولی وساده دارم. هر بار خواسته‌ام ماشینم را عوض كنم ده سال طول كشیده. تا 5سال پیش مستاجر بودم و حالا هم در اكباتان ساكنم. قانع بوده‌ام و اهل ارتباطات آنچنانی هم نیستم. البته یكی را آن بالای بالا دارم كه اگر منظورتان این است كه پاسخ سئوال قبلی‌تان مثبت بود (می‌خندد) از این بابت پارتی من خیلی كلفت بود.

90: و بحث دومی كه مطرح بود می‌گفتند شما یك نفر دوم خوب هستید و نمی‌توانید سرمربی باشید.

من قبل از این‌كه مربی تیم‌ملی شوم سرمربی تیم فتح تهران بودم. با بازیكنانی مثل علی كریمی كه بعدها ستاره شدند. اما اگر همین امروز هم همایون‌خان شاهرخی بیایند نفت من دستیار ایشان می‌شوم. رابطه ما رابطه استاد و شاگرد است. بحث نان و نمك و احترام و كسوت است. با استاد حسن حبیبی هم همین طور.

هم آنهایی كه من دستیارشان بودم صاحب جایگاهی بالاتر از من بوده و هستند و من همیشه خود را دستیار آنها می‌دانم. تازه معتقدم آنهایی كه بلافاصله بعد از دوران بازی، سرمربی می‌شوند اشتباه می‌كنند.

90: حتی دایی؟

بله، حتی بزرگانی مثل او كه اسطوره فوتبال ایران هستند. ببینید چرا آنها در مقاطعی به مشكل بر می‌خورند و جمع كردن اوضاع برایشان دشوار می‌شود. چون تجربه یك فاكتور مهم در مربیگری است. برخی‌ها بدون رعایت سلسله مراتب زود می‌آیند و زود هم می‌روند. آن 7 سال برای من یك دنیا تجربه بود.

90: یعنی اگر دایی از شما مشاوره می‌گرفت می‌گفتید سرمربی نشود؟

به عنوان یك دوست با تعجیل او مخالفت می‌كردم. همان طور كه دكتر دادكان به او هشدار داد و گفت می‌خواهند او را بسوزانند!

دیدید كه مسئولان برای حضور او روی نیمكت تیم‌ملی چقدر اصرار كردند و بعد از یك باخت چطور پشتش را خالی كردند. دایی باید قبول كند كه عجله كرد. او اگر دو سه سال صبر می‌كرد الان به جای كی‌روش او سرمربی تیم‌ملی بود. به هرحال باید پذیرفت كه دنیا به دایی احترام می‌گذارد. اما در فوتبال ایران با او چنین برخوردی می‌شود.

90: در زمان برانكو هم خیلی تلاش شد شما را از تیم‌ملی دور كنند...

بله، ولی من توجهی نكردم. بارها از برانكو پرسیده شد دستیار اولت چه كسی است؟

می‌خواستند یك بار از او جواب متناقضی بگیرند و پروژه خود را اجرا كنند. شاید ندانید اما من در طول آن 7 سال در مجموع كمتر از 60 میلیون تومان پول گرفتم.

90: واقعا؟

بله، اسنادش موجود است. همین موضوع ثابت می‌كند كه من به تیم‌ملی عشق داشتم و دنبال مادیات و مسائل دیگر هم نبودم. به آن سال‌ها و به آن حضور هم تا آخر عمر افتخار می‌كنم.

90: به این مبلغ كم اعتراض نمی‌كردید؟

نه ناراضی نبودم. در همان مقطع چه مربیانی چه پول‌هایی كه نمی‌گرفتند. اما من 123 بازی روی نیمكت تیم ملی نشستم و پیش وجدانم راضی هستم. هنوز هم وقتی مردم مرا می‌بینند از خاطرات خوش تیم‌ملی در آن سال‌ها می‌گویند و حسرتش را می‌خورند.

90: شما با پورحیدری، طالبی، شاهرخی و برانكو كار كردید كدام یك از نظر شما بهتر بودند؟

همه آنها مربیان توانمندی بودند و هستند. با پورحیدری قهرمان آسیا شدیم. با طالبی قهرمان غرب آسیا. دوران آقای شاهرخی كوتاه بود و ایشان خیلی بدشانس بودند. فوتبال ما هنوز او را خوب نشناخته. در دوران برانكو هم كه اتفاقات خوبی در فوتبال ایران افتاد. هم نتیجه گرفتیم و هم كار پشتوانه‌سازی صورت گرفت. صعود بی‌دردسر به جام‌جهانی و قهرمانی تیم امید در بوسان اوج آنها بود.

90: نگفتید كدام یك بهتر بود. اگر الان رئیس فدراسیون بودید تیم‌ملی را به كدامشان می‌سپردید؟

برانكو. او توانست و هنوز هم می‌تواند تیم‌ملی را به موفقیت برساند.

90: یعنی قبول ندارید در جام‌جهانی آلمان با مربی بزرگ‌تری به نتایج بهتری دست می‌یافتید؟

نه. موفقیت هیچ مربی بزرگی در فوتبال ایران تضمین شده نیست. در فوتبالی كه یكشبه هزار اتفاق می‌افتد باید تیم‌ملی را به كسی سپرد كه با زیر و بم این فوتبال احساسی آشنا باشد. برانكو در زمان دستیاری بلاژویچ با همه مسائل فوتبال ما آشنا شد و یكی از دلایل موفقیت او هم همان آشنایی درست و شناخت دقیق بود.

90: می‌گفتند دایی در تركیب و... تیم‌ملی دخالت می‌كرد.

هرگز. او هیچ وقت به خود اجازه ورود به این مسائل را نمی‌داد.

90: اما نظر برخی بازیكنان تیم‌ملی چیز دیگری است.

آنها توهمات خودشان را می‌گفتند. حالا هم می‌گویند. به هر حال برخی می‌توانستند قبول كنند. كاپیتان و بزرگ تیم‌ملی با كادر فنی ارتباط بهتری دارد. قسم می‌خورم در دوره ما آقای دایی اصلا در این مسائل دخالت نمی‌كرد و هرگز در مورد بازیكن خاصی اعمال نفوذ نمی‌كرد. اصلا با این كارها، كاری نداشت.

90: در آلمان مقابل آنگولا به خاطر همین مسائل او را از تركیب تیم كنار نگذاشتید؟

نه نظر خود برانكو بود. با اطلاعاتی كه از تهران و فضای خاص آن مقطع به آلمان و اردوی تیم‌ملی رسید برانكو نمی‌خواست كاسه كوزه‌ها سر دایی بشكند. در واقع برای حفظ دایی او را یك بازی بیرون نشاند. البته منكر این نیستم كه تیم‌ملی در آلمان مشكل داشت. ما مشكلات زیادی در اردو داشتیم.

90: چرا؟

مهمترین عامل آن حرف‌های علی‌آبادی بود. همان اختلاف رئیس سازمان و دكتر دادكان باعث هرج و مرج در تیم‌ملی شد. بازیكنان فهمیده بودند كه این كادر رفتنی است و همین موضوع همه چیز را به هم ریخته بود.

90: شما معتقد نبودید كه دایی باید زودتر خداحافظی می‌كرد؟

نه. نظرم این بود كه دایی باید باشد. او وزنه‌ای بی‌نظیر بود. كمبود و خلاء دایی همین حالا هم در تیم‌ملی و در خیلی تیم‌های باشگاهی ما احساس می‌شود. سال‌ها باید منتظر ظهور پدیده‌ای مثل او باشیم. دایی رهبر تیم بود و عصای دست كادر فنی. الان مثل او نداریم.

90: ضدیت با او در تیم‌ملی باعث بروز مشكل نمی‌شد؟

مسائل زیاد بود. برخی تصورات خود را واقعی می‌دیدند.

90: فكر نمی‌كنید همان مسائل باعث شده دایی پرخاشگر شود؟

این یك خصوصیت شخصی است و من اجازه ندارم در این مورد ورود كنم. فقط می‌گویم علی واقعا متعصب است و عاشق پیروزی. او می‌خواهد همیشه برنده باشد.

90: بدترین اتفاق حاشیه‌ای كه تیم‌ملی را در جام‌جهانی دچار مشكل كرد چه بود؟

مصاحبه آقای علی‌آبادی كه واكنش دكتر دادكان را در پی داشت. همان روز متوجه شدم كه اتفاقات بدی در حال وقوع است.

90: واكنش دادكان درست بود؟

همه ما ایشان را می‌شناسیم. او یك ورزشی است و انتظار نداشت غیرورزشی‌ها به جای حمایت او و فدراسیون تیم‌ملی را تخریب كنند. به هر حال آن اتفاقات دیگر گذشته و فكر كنم همه ما از آن درس گرفته‌ایم.

90: دادكان دوباره به فوتبال باز می‌گردد؟

آرزو می‌كنم. شاید با بازگشت او كشتی طوفان‌زده فوتبال ایران به ساحل برسد.

90: فرق دادكان و كفاشیان؟

اصلا قابل قیاس نیستند. كفاشیان اگر چه در ورزش سال‌ها زحمت كشیده اما ریاست بر فدراسیون فوتبال یك كار تخصصی است.

90: با برانكو هنوز در ارتباطید؟

از طریق چلنگر گاهی اوقات احوال هم را می‌‌پرسیم و نتایج یكدیگر را دنبال می‌كنیم.

90: كار كردن با علی كریمی در تیم‌ملی دشوار بود؟

نه، چرا دشوار؟

90: این‌كه او بدقلق است.

هنر یك مربی این است كه بداند با هر بازیكن چطور برخورد كند.

90: بهترین ملی‌پوش از نظر شما؟

بازیكنان بزرگی داشتیم اما مهدی رحمتی از همه نظر یك الگوست. هیچ گاه از زبان او بد كسی را نشنیدم و ندیدم حتی از رقیبش هم بد بگوید. حالا هم كه بهترین دروازه‌بان ایران است هیچ تفاوتی با آن روزها نكرده.

90: شیرین‌ترین بردی كه با تیم‌ملی كسب كردید؟

ایران 2 – ژاپن یك و پیروزی یك بر صفر بر بحرین.

90: اگر مربی تیم‌ملی بودید بازوبند را به جواد می‌دادید یا مجیدی و كریمی؟

به نظر سرمربی تیم‌ملی احترام می‌گذاشتم.(می‌خندد)

90: می‌گویند فركی صندوقچه اسرار تیم‌ملی در آن سال‌هاست.

تیم‌ملی هیچ اسرار مگویی نداشت. در زمان ما پول هم نبود كه جعبه سیاهی باقی بماند.

90: اما حواشی زیادی رقم خورد.

بله درگیری‌های زیادی به چشم دیدید اما همه جمع شد و هیچ وقت هم از خط قرمز عبور نكرد.

90: برسیم به نفت. برخی می‌گویند تیم شما هم مثل فجر و برق و... جرقه است قبول ندارید؟

بارها تكرار كرده‌ام. ما به دنبال یك جایگاه یك رقمی در جدول هستیم و كسب چنین جایگاهی یك موفقیت بزرگ محسوب می‌شود. البته هر چه بالاتر بهتر.

90: به همین دلیل است كه می‌گویند فركی جاه‌طلب نیست و محافظه‌كاری می‌كند.

البته این چیزی كه به شما می‌گویم با آنچه در جلسات خودمانی و با بچه‌ها در میان می‌گذارم خیلی تفاوت دارد. به خود بازیكنان هم گفته‌ام فریب حرف‌هایم در رسانه‌ها را نخورید. البته من اسم این را تجربه می‌گذارم نه محافظه‌كاری. دوست دارم مسائل را واقعی ببینم. فصل قبل همه می‌گفتند نفت سقوط می‌كندمن به ماندن باور داشتم و روز آخر هم دیدید كه معجزه شد.

90: حالا در جلسات تیمی چه می‌گویید؟

(می‌خندد) آن حرف‌ها جایش همانجاست.

90: كدام جایگاه برای شما ایده‌آل است؟

واقع‌بینانه می‌گویم كسب سهمیه یعنی تكرار همان معجزه فصل قبل.

90: نگرانی خاصی ندارید؟

نه، فقط ای كاش تماشاگر داشتیم. شما فكر می‌كنید عامل اصلی پیروزی ما مقابل تراكتور و سپاهان چه بود؟ تماشاگران حریف.

90: چطور؟

بازیكنان ما تشنه دیده شدن هستند فرقی هم نمی‌كند تماشاگرمان كدام تیم باشد. حضور آن تماشاگر انگیزه‌های بچه‌های من را صد چندان می‌كند.

90: سخت‌ترین بازی در این هفته؟

هیچ كدام.

90: شیرین‌ترین پیروزی چطور؟

مقابل تراكتور. حتی از پیروزی بر سپاهان هم شیرین‌تر بود. فضا سنگین‌تر بود، تراكتور صدرنشین لیگ بود و استقلال را هم شكست داده بود.

90: خواندن دست قلعه‌نوعی راحت‌تر بود یا لوكا؟

جفتشان (می‌خندد)

90: فنی‌ترین مربی لیگ از نظر شما؟

منصور ابراهیم‌زاده. او از نظر فنی، شخصیتی و اخلاقی یك نمونه است.

90: پرسپولیس چرا به بن‌بست رسیده؟

تیمی كه با حاشیه وارد لیگ شود همین می‌شود.

90: مقصر اصلی چه كسی است؟

مدیریت. اگر یكی مثل دكتر دادكان جای كاشانی بود هرگز اجازه نمی‌داد چنین اتفاقاتی بیفتد. كاشانی اشتباه بزرگی كرد. دایی باید حفظ می‌شد.

90: جای استیلی بودید هدایت پرسپولیس را قبول می‌كردید؟

هرگز.

90: می‌گویند نفت جادوگر دارد.

حرفش را هم نزنید. همه چیز ما آن بالایی است. وقتی شب بازی با شاهین در هتل تیم من دعای توسل می‌خواند و بعد از بازی هم زیارت عاشورا دیگر جایی برای آن حرف‌ها باقی می‌ماند؟ این ساخته ذهن آنهایی است كه یا ایمان ندارند یا به نفت حسودی می‌كنند.

90: سوپر استار لیگ؟

مجیدی و كریمی.

90: بهترین جوانان لیگ

امید ابراهیمی(سپاهان) محمدحسن ابراهیمی(تراكتور) و ایمان موسوی مهاجم خودمان.

90: چه تیمی قهرمان می‌شود؟

شانس استقلال، ذوب‌آهن و تراكتور بیشتر از سایرین است.

90: سپاهان و پرسپولیس چطور؟

از نظر من نه.

90: می‌گویند نفت تدافعی و ضدفوتبال بازی می‌كند.

حتما به جدول نگاه نكرده‌اند. آمار گلزنی ما خوب است. در ضمن گاهی برخلاف خیلی از مدعیان با شیوه 3-3-4 بازی می‌كنیم.

90: راستی خنده بازار را می‌بینید؟

بله.

90: چه نظری دارید؟

تا حالا كه نوبت به من نرسیده. اما اگر در حد معقول باشد خوب است اما با افراط ناراحت‌كننده می‌شود. نباید شخصیت افراد را زیر سئوال برد.

90: می‌خندید؟

به برخی موضوعاتش كه واقعی هم هست می‌خندم اما از برخی آیتم‌ها ناراحت شدم.

90: از جمله تقلید دایی؟

بله. او جایگاه بزرگی دارد نباید او را تخریب كرد. به ویژه زمانی كه خودش راضی نیست.

90: تیم‌ملی با كی‌روش موفق می‌شود؟

امیدوارم. البته دور اول را ملاك نگیرید. در دور دوم عیار او مشخص می‌شود.

90: با او صعودی به راحتی صعود تیم برانكو خواهیم داشت؟

نه، صددرصد سخت‌تر از تیم برانكو به جام‌جهانی می‌رویم.

90: و سئوال آخر، فركی را دوباره كی در تیم‌ملی می‌بینیم؟

با دادكان بر می‌گردم به تیم‌ملی.

90: و حرف پایانی...

تشكر ویژه‌ای دارم از مدیران و مسئولان نفت كه به من اعتماد كردند. آقایان قلم‌بانی، شهریاری، شاه‌كرمی، خلیلی، زارع، قنبرزاده، علی‌پور، ایرانیان، میرشیبانی، اعضای هیات امنا گروه كادر فنی، پزشكی و پشتیبانی تیم. بدون اغراق سهم مجموعه باشگاه، كادر فنی و بازیكنان در موفقیت‌های نفت چشمگیر است و من كمترین سهم را دارم.







تا حالا چند نفر از این مطلب بازدید کردند؟: نفر

:: برچسب ها : مصاحبه با فرکی ، مصاحبه کامل با فرکی ، گفت و گو بافرکی ، کامل ترین مصاحبه فرکی ، حسین فركی ، گفت و گو با حسین فركی ، کامل ترین گفت و گو و مصاحبه با حسین فركی ، گفت و گوی خودمانی با حسین فركی ، حرف های فرکی ، ناگفته های حسین فرکی ،

نویسنده : میلاد     +    [ نظرات () ]

گفتگوی تفصیلی با علی دایی




سایت دانلود آهنگ :
دانلود آهنگ های قدیمی و موزیک های زیبای جدید تنها در سایت www.oldmusic.ir ... آهنگهای خاطره انگیز خودتان را دوباره دانلود کنید و گوش دهید .!
فروشگاه کارت شارژ :
فروشگاه اینترنتی کارت شارژ عمو شارژر .! فروش انواع کارت شارژ سیم کارت های اعتباری: از ایرانسل و همراه اول گرفته تا تالیا و وایمکس ...
سایت پیامک (sms) عمو اس ام اس :
به روزترین سایت اس ام اس در موضوعات مختلف از جمله : فلسفی ، شاعران ، طنز ، نویسندگان ، سرکاری ، مناسبتی و ...
سایت تفریحی کلبه :
سایت تفریحی و سرگرمی کلبه ... جدیدترین مطالب طنز ، عکس خواننده ها و بازیگران ، مطالب جالب ، خبرهای داغو باور نکردنی و ...
سیستم تبلیغاتی گرند پی تی سی :
سیستم تبلیغات کلیکی و نمایشی گرند پی تی سی بهترین مکان برای نمایش تبلیغات شماست و بهترین راه برای کسب درآمد وب مسترها ...





من از موقعی كه در تیم بانك تجارت بودم كار اقتصادی می‌كردم. وقتی هم در آلمان بودم كار اقتصادی می‌كردم. همزمان با شروع فوتبالم فعالیت اقتصادی می‌كردم و با زحمت زیاد به خیلی چیزها رسیدم.

روبه‌روی ما نشسته بود و نگاه نافذش گاهی بند دلمان را پاره می‌كرد. با اینكه اول كار چندان روی خوشی برای گفت‌وگو نشان نداد اما روی حرفش ایستاد و بعد از پایان تمرین غیرعلنی راه‌آهن به پرسش‌های ما پاسخ گفت. در حین مصاحبه احساسات مختلفی وجودمان را پر كرد. بی‌شك مثل همیشه هاله‌ای از اقتدار او را فرا گرفته و ما را مجذوب خود می‌كرد. بیشتر اوقات زیر سایه ابهت او بودیم و نگران از اینكه سوال بیهوده‌ای بپرسیم. گاهی از رام‌نشدن‌هایش، غرق لذت و احترام می‌شدیم و گاهی هم زیر آوار نگاه از بالایش دست‌و‌پا می‌زدیم. روبه‌روی ما علی دایی نشسته و خورشید هم غروب كرده و حالا سه ساعتی می‌شود كه در كمپ باشگاه قدیمی راه‌آهن سوال آغازین را نوك زبانمان مزه‌مزه می‌كنیم. قرار است درباره پرسپولیس بحران‌زده سوال نكنیم اما بحث ما از تیم ملی و اقتصاد فوتبال و مسائل دیگر به پرسپولیس هم می‌رسد. كمی بعد وقتی كه در تاریكی اول شب از نظرمان محو می‌شود، یاد تیم ملی می‌افتیم و اینكه چرا جای او همچنان در نوك حمله تیم ملی خالیست...



در روزهایی كه مدیران بالادست ورزش روی خوشی به اهالی ورزش نشان نمی‌دهند و فوتبال به دست اهالی فوتبال اداره نمی‌شود، چند روزی است كه به عنوان عضو هیات مدیره باشگاه راه‌آهن نیز انتخاب شده‌اید. خود شما تا چه حد برای عضویت در هیات مدیره باشگاه تمایل داشتید؟

اساسا ماجرای عضویتم در هیات مدیره به خاطر فضای جدیدی بود كه پس از ورود بخش خصوصی به باشگاه شكل گرفته. با شناختی كه از مدیرعامل باشگاه داشتم و صحبتهایی كه در نشست با مالكان باشگاه مطرح شد، متوجه شدم كه دوستان نظرشان مثبت است و برخلاف خیلی از كسانی كه دائما شعار می‌دهند، اهل شعار نیستند. ما از روز اول هیچ كدام از مالكان باشگاه راه‌آهن را نه روی صفحات روزنامه‌ها دیدیم و نه مصاحبه‌های آن چنانی از آنها شنیدیم. مالكان باشگاه كسانی هستند كه آمده‌اند به ورزش ایران كمك كنند و به همین دلیل من هم قبول مسئولیت كردم. واقعیتش را بخواهید خودم دوست نداشتم این مسئولیت را بپذیرم اما وظیفه‌ای بود كه به من محول شد و دیدم كه اینجوری خیلی بیشتر می‌توانم به تیمم كمك كنم چون مستقیما با بچه‌ها كار می‌كنم و در بطن كار هستم، كاستی‌ها را درك می‌كنم و به عنوان عضو هیات مدیره می‌توانم به اطلاع دیگر اعضای هیات مدیره برسانم. یكی دیگر از دلایلی كه باعث شد این مسئولیت را قبول كنم این بود كه دوست دارم حالا كه بخش خصوصی وارد باشگاه شده موفق عمل كند. حالا كه فوتبال ایران به سمت خصوصی شدن پیش می‌رود، باید كاری كنیم بخش خصوصی تجربه تازه‌تری را در باشگاه راه‌آهن تجربه كند و این باشگاه به مجموعه‌ای تبدیل شود كه چند سال بعد به عنوان یك الگو برای فوتبال ایران باشد و بخش خصوصی را برای ورود به فوتبال ترغیب كند.

وقتی فوتبال ایران اساسا به جای درآمدزایی، زیان ده است، چرا باید امیدوار باشیم تا بخش خصوصی با سرعت وارد فوتبال شود؟

مطمئنا اگر می‌خواهیم فوتبال‌مان پیشرفت كند باید از این حالت خارج شویم. شما می‌بینید كه اغلب تیم‌های دولتی به مشكل برخوردند و دولت هم حمایت لازم و كافی را از این تیم‌ها نمی‌كند. با منع قانونی كه بر سر هزینه كردن دولت در ورزش حرفه‌ای ایجاد شده و با تصمیمات تازه‌ای كه گرفته‌اند، برای باشگاه‌های دولتی مشكل ایجاد شده و باید تیم‌های باشگاهی به بخش خصوصی واگذار شوند. وظیفه دولت این است كه بیاید و از تیم‌های بخش خصوصی حمایت كند تا آنها هم جان تازه‌ای بگیرند. به نظر من كشور تركیه می‌تواند برای ما یك الگو باشد. در تركیه دولت كمك كرد به باشگاهها و باعث شد كه باشگاهها به مرز درآمدزایی برسند و طبق درآمدی كه دارند برای خودشان هزینه كنند. بر خلاف خیلی‌ها كه فكر می‌كنند فوتبال هزینه‌زا است من فكر می‌كنم اگر قوانینی تصویب شود كه بخش خصوصی از این ویترینی كه در اختیارش هست بهره ببرد، فوتبال خیلی بیشتر از رشته‌های دیگر می‌تواند درآمد نصیب سرمایه‌گذاران كند. مطمئنا اگر یك روزی دولت چتر حمایتی‌اش را از بالای سر فوتبال بردارد خیلی از تیم‌های ما به مشكل برمی خورند ضمن اینكه با موانع قانونی كه بر سر كمك به تیم‌های دولتی ایجاد شده، مقدمه این كار فراهم شده است.

فكر می‌كنید برای خارج شدن از این بحران چه راه حلی وجود دارد؟

الان در تمام دنیا اسپانسرها نقش مهمی در سودآوری فوتبال دارند. هر تیمی یك اسپانسر اصلی دارد و صد اسپانسر فرعی اما در فوتبال ایران هر تیم یكی یا حداكثر دو اسپانسر بیشتر ندارد كه نام یكی از آنها جلو و یكی دیگر را پشت پیراهن‌ها حك می‌كنند. به نظر من اینها به هیچ عنوان جوابگوی هزینه‌های فوتبال نیست و به نظر من باید به جایی برسیم كه هر تیم نام اسپانسرهایش را دورتا دور زمین ورزشگاه اختصاصی‌اش بچیند و آنها را تبلیغ كند و هر باشگاه این اختیار را داشته باشد كه در كنفرانس‌های مطبوعاتی خودش نام حامیان مالی‌اش را تبلیغ كند. تا وقتی كه یك سازمانی بیاید تمام تبلیغات را بگیرد و بخشی از درآمدی كه از این راه كسب كرده را بین تیم‌ها توزیع كند، فوتبال ما هیچ وقت به جایی نخواهد رسید. اینطوری در جا می‌زنیم. مطمئن باشید یكی از اهداف من در هیات مدیره باشگاه راه‌آهن این است كه در آینده نزدیك باشگاه به درآمدزایی برسد. بخش خصوصی كه نمی‌تواند تا ابد فقط هزینه كند. ما باید طی سالهای آینده به حدی خوب كار و برنامه‌ریزی كنیم كه از فوتبال درآمد كسب كنیم.

برای كسب درآمد راهكار ویژه‌ای هم سراغ دارید؟

من چند روز بیشتر نیست كه در هیات مدیره كارم را شروع كرده‌ام، مطمئنا روی این مسائل فكر می‌كنم و از كسانی كه صاحب نظرهستند كمك فكری می‌گیرم. قصد دارم با كسانی كه در فوتبال آلمان چنین روزهایی را پشت سر گذاشته‌اند تماس بگیرم. قطعا از تجربیات آنها استفاده خواهم كرد تا رفته رفته پول را وارد فوتبال كنیم.

با توجه به اینكه راه‌آهن بر خلاف استقلال و پرسپولیس از نعمت تماشاگر بی‌بهره است تا چه حد به محقق شدن ایده‌هایی كه مطرح می‌كنید امیدوار هستید؟

مردم كه همیشه به من لطف داشته‌اند اما اگر در آینده بهتر كار كنیم و فوتبال تماشاگر پسندانه‌ای ارائه كنیم، كسانی كه دنبال فوتبال زیبا هستند از ما استقبال می‌كنند. متاسفانه در مملكت ما همه فوتبالی‌ها از وقتی به دنیا آمده‌اند یا آبی بوده‌اند یا قرمز و هنوز هم این مشكل را داریم. در فوتبال اروپا شما هیچ وقت نمی‌بینید كه مثلا شهروند ناپل برود تیم دیگری را تشویق كند یا در بارسلون طرفدار رئال مادرید پیدا نمی‌كنید اما در شهرهای ایران، نصف بیشتر سكوها در اشغال هواداران استقلال و پرسپولیس است. دلیلش هم این است كه ما از اول روی باشگاهها درست فكر نكردیم و از قدیم دو باشگاه بوده‌اند كه در فوتبال ایران حرف اول و آخر را می‌زده‌اند. البته چند تیم لیگ برتری به ویژه دو تیم اصفهانی تعدادی هوادار جذب كرده‌اند اما تعداد تماشاگران این تیم‌ها باز هم كم است. ما یك پروسه بلند مدت را داریم كه بتوانیم تماشاگر جذب كنیم و من مطمئنم كه باشگاه راه‌آهن در این راه موفق خواهد شد و با نگاهی كه مالكان باشگاه به فوتبال دارند پیگیر چنین مسئله‌ای هستند و در آینده حتما به خیلی از هدف‌هایمان كه یكی از آنها ارائه بازی زیبا و جذب تماشاگر است خواهیم رسید.

پس با این حساب باید منتظر حیات جدید باشگاه راه‌آهن باشیم.

متاسفانه طی چند سال گذشته دغدغه تیم راه‌آهن فرار از سقوط و ماندن در لیگ برتر بوده و ما از روز اول كه آمدیم خیلی سعی كردیم ذهنیت قبلی را پاك كنیم. خوشبختانه كارهای ما كم كم خودش را نشان داده و اگر بچه‌ها به خودباوری برسند همین امسال هم ما می‌توانیم كارهای بزرگی را انجام بدهیم. به نظرم راه‌آهن از ابتدای فصل تا حالا از لحاظ سبك و شیوه بازی روند رو به پیشرفتی را طی كرده و خیلی بهتر از قبل كار می‌كند. من مطمئنم با این مجموعه و حمایتهایی هم كه می‌شود باشگاه راه‌آهن می‌تواند در آینده برای تمام تیمهای ایرانی نمونه باشد.

فكر نمی‌كنید اگر درعرصه مربیگری خلاف مسیر فعلی را طی می‌كردید، الان مربی موفق‌تری بودید؟

به نظر شما احترام می‌گذارم اما اساسا چنین نظریه‌ای را قبول ندارم. در انتخاب‌هایم شرایط كار را در نظر می‌گیرم و موقعیت تیم‌ها برایم اهمیت بیشتری دارد تا اسم آنها. شما اگر بخواهید در مورد عملكرد یك مربی قضاوت كنید باید ببینید در چه شرایطی كار كرده و تمام جوانب را در نظر بگیرید.

اما زمانیكه خیلی زود به سرمربیگری تیم ملی رسیدید و به راحتی بركنار شدید خیلی‌ها گفتند ما یك مربی بزرگ را سوزاندیم. فكر نمی‌كنید اگر بعد از مربیگری در تیم‌های راه‌آهن، سایپا و پرسپولیس به نیمكت تیم ملی می‌رسیدید می‌توانستید به جام جهانی 2010 صعود كنید؟

خیلی از مسائل در بركناری من از تیم ملی دخیل بود. من را مسائل غیر‌فوتبالی كنار گذاشت و فرد دیگری دستور بركناری‌ام از تیم ملی را صادر كرد. همانطور كه من را شخص علی آبادی انتخاب كرد و فدراسیون فوتبال كمترین نقشی در این ماجرا نداشت، مقامات بالاتر از علی آبادی هم من را كنار گذاشتند. آقای هاشمی مدیرعامل سابق باشگاه سایپا شاهد تمام اتفاقاتی بود كه به انتخاب شدنم به عنوان سرمربی تیم ملی منجر شد. یك روز آقای كفاشیان با موبایل من تماس گرفته بود و چون سر تمرین بودم جواب نداده بودم. بعد از تمرین اس‌ام اس كفاشیان را دیدم و اصلا نمی‌خواستم با ایشان تماس بگیرم اما آقای هاشمی گفت علی ما فردا در لیگ قهرمانان آسیا بازی داریم و اگر با كفاشیان تماس نگیری، ممكن است فدراسیون چوب لای چرخ ما بگذارد. در حضور آقای هاشمی با كفاشیان تماس گرفتم و ایشان گفت آقای مهندس می‌خواهد با شما صحبت كند. وقتی صحبت كردیم متوجه شدم كه آقای علی‌آبادی، رئیس سابق سازمان تربیت بدنی پشت خط است و پیشنهاد تیم ملی را برای من دارد. فردای آن روز استخاره گرفتم و چون خوب آمد مربیگری تیم ملی را پذیرفتم.



فكر می‌كنید اگر بركنار نمی‌شدید، می‌توانستید بعد از باخت خانگی به عربستان تیم ملی را جمع و جور كنید و به جام جهانی ببرید؟

من با آن تیم زندگی كرده بودم و زیر و بم آن تیم را می‌شناختم. مطمئنا درصد شانس صعود تیم ملی به جام جهانی با من بیشتر از بقیه بود. شما كجای دنیا می‌بینید كه با یك باخت مربی را بركنار كنند؟ قبل از اینكه مربیگری تیم ملی را قبول كنم این تیم در مسابقات مقدماتی جام ملتهای آسیا در تهران با سوریه یك بر یك مساوی شده بود.من آن تیم را تحویل گرفتم و در سوریه پیروز شدیم، در خانه كویت مساوی كردیم، در تهران كویت را بردیم و خیلی راحت به مرحله بعد صعود كردیم. شما بروید تحقیق كنید ببینید بعد از بركناری من كدام تیم امارات به تهران آمد. كدام تیم نمی‌توانست آن تیم را ببرد؟ غیر از امارات دو بازی با كره شمالی و جنوبی مانده بود. با كره شمالی كه همیشه در خانه‌اش مغلوب ما شده مشكلی نداشتیم و در بازی آخر هم باید به مصاف كره جنوبی كه صعودش به جام جهانی مسلم شده می‌رفتیم. هیچ كس نمی‌تواند قضاوت كند كه تیم ملی با من به جام جهانی می‌رفت یا نه. شاید تیم ملی با من هم حذف می‌شد اما من برای خودم درصد شانس بیشتری قائل بودم. تازه مشكلاتی كه من داشتم را هیچ مربی‌ای نداشت. از بازی‌های تداركاتی كه من خواسته بودم و تیم‌های دیگر را جایگزین كردند گرفته تا سایر مسائل. اگر تجربه الانم را داشتم با مجموعه فعلی فدراسیون فوتبال اصلا و ابدا كار نمی‌كردم. زمانی كه من از تیم ملی كنار گذاشته شدم، شرایط سیاسی مملكت خاص بود و یك نفر باید قربانی می‌شد كه من قربانی شدم. درست مثل جام جهانی 2006 كه كس دیگری اشتباه كرد، كس دیگری گل خورد اما كسانی كه دنبال مقصر ناكامی‌ها می‌گشتند من را قربانی كردند. برای قربانی شدن چه كسی بهتر از من؟

در آن برهه افكار عمومی هم علیه شما بود اما در این مدت چه اتفاقی افتاده كه علی دایی به یك چهره محبوب تبدیل شده و نامش را در ورزشگاهها فریاد می‌زنند؟

مردم ما الان از دروغ بیزارند. در همین ورزش خیلی به مردم دروغ گفته شده و آنها می‌فهمند كه من با آنها روراست بوده وهستم. هنوز هم به حرفی كه پنج سال پیش زدم پایبندم. كسی كه دروغ بگوید كم‌حافظه است و حرفش یكی نمی‌شود.

با شرایط فعلی به هیچ عنوان به تیم ملی فكر نمی‌كنم. اگر شرایط عوض شود مطمئنا من هم دیگر آن آدم كم تجربه سابق نیستم. قبول دارم كه در برهه‌ای كه سرمربی تیم ملی بودم تجربه نداشتم. خیلی‌ها به من گفتند مربیگری تیم ملی را قبول نكن چون مدیران فدراسیون فوتبال پشتت را خالی می‌كنند و همین اتفاق هم افتاد.

اما به نظر می‌رسد فعالیت‌های اقتصادی روی دوران مربیگری شما سایه انداخته.

من در شرایطی نیستم كه مستقیما فعالیت تجاری داشته باشم. در حال حاضر مدیران و مشاورانی كه با من همكاری می‌كنند كارها را انجام می‌دهند و خودم فقط بر كارها نظارت می‌كنم. من كه نباید مستقیما وارد بیزینس شوم. بیشترین وقتم به دو عشق زندگی‌ام یعنی فوتبال و خانواده‌ام تعلق دارد و وقت اضافه‌ای هم ندارم. نه اهل رفیق بازی هستم و نه مهمانی. چیزهای اضافه در زندگی ندارم و شاید بعضی اوقات وقت اضافه هم بیاورم. ما خیلی‌ها را داریم كه صد تا پست و شغل را در این فوتبال اشغال كرده‌اند. سرمربی یك تیم عضو هیات مدیره فلان باشگاه است و فلان مدیرعامل عضو هیات مدیره فلان ارگان است. خدا را شكر من شغل دوم هم ندارم و از اول كار آزاد كرده‌ام و مسئولیتی كه نتوانم انجام بدهم را هرگز قبول نمی‌كنم.

عده‌ای می‌گویند پذیرفتن هدایت تیم راه‌آهن یك‌جور عقبگرد در عرصه مربیگری برای شما بوده. قبول دارید؟

من اصلا به این مسائل فكر نمی‌كنم. وقتی شما در یك تیم، عملكرد موفقیت آمیزی داشته باشید، خودش نوعی پیشرفت كاری محسوب می‌شود. شما اگر تیمی بسازید كه نسبت به فصل قبلش بهتر باشد مطمئنا پیشرفت كرده اید. شما بگویید بعد از اینكه من از سایپا رفتم این تیم چه موفقیت تازه‌ای را كسب كرده؟ تازه سایپا از راه‌آهن تیم بهتری بود، چه از نظر امكانات و چه از نظر مالی. اگر بتوانم در راه‌آهن دو بازیكن جوان و آینده دار را به فوتبال ملی ایران تحویل بدهم برای من یك موفقیت بزرگ است. من موفقیت را در چیزهای دیگر می‌بینم و مفهوم خاصی را برای پیشرفت قائل هستم.

در حال حاضر چهار تیم در تهران داریم. من چون شرایطم به شكلی بود كه بعد از جدایی از پرسپولیس نمی‌توانستم در شهرستانها مربیگری كنم، راه‌آهن را انتخاب كردم. از تمام تیم‌های شهرستانی كه قبل از آغاز فصل پیشنهاد همكاری دادند و من از آنها عذر خواهی كردم، تشكر می‌كنم اما احساسم می‌گوید باشگاه راه‌آهن جایی است كه می‌توانم توانایی‌هایم را در عرصه مربیگری بیشتر نشان بدهم. راه‌آهن جار و جنجال تیم‌های دیگر را ندارد. نه از طرف ما جار و جنجالی هست نه از طرف مدیریت و مالكان باشگاه.

شما در سایپا با معرفی بازیكنانی مثل كریم انصاری‌فرد، میلاد زنید‌پور و روزبه شاه‌علی‌دوست قهرمان لیگ برتر شدید. این روند در راه‌آهن هم ادامه خواهد داشت؟

اسم نمی‌برم اما مطمئن باشید تا آخر فصل دو سه تا بازیكن جوان را كه خیلی حرف‌ها برای گفتن دارند و تا امروز هم خیلی خوب برای ما بازی كردند؛ به فوتبال ایران معرفی خواهم كرد. راه‌آهن چند بازیكن جوان و جویای نام دارد كه فقط فرصت می‌خواهند تا خودشان را نشان بدهند. همین كه الان كریم انصاری فرد در تیم ملی فیكس بازی می‌كند برای من كافی است. میلاد زنیدپور هم در سایپا با ما تمرین می‌كرد اما مدتی بعد به تیم ملی هم دعوت شد اما حالا... به نظر من خیلی از چیزها به خود فوتبالیستها هم بستگی دارد. الان هم بچه‌های راه‌آهن با جان و دل تمرین می‌كنند و من از آنها روحیه می‌گیرم.

اگر قبل از پیوستن به پرسپولیس، باشگاه راه‌آهن به شما پیشنهاد همكاری می‌داد، می‌پذیرفتید؟

فكر می‌كنم خواست خدا بود كه من امسال در خدمت راه‌آهن باشم. بعد از قطع همكاری با فدراسیون فوتبال هم باشگاه راه‌آهن به من پیشنهاد همكاری داده بود اما در آن برهه شرایط برای ادامه كار مربیگری‌ام مهیا نبود و ترجیح دادم در آن مقطع استراحت كنم. این بار تمام شرایط را سنجیدم و دیدم كه اینجا می‌توانم كاری كه عاشقش هستم را در یك محیط آرام انجام بدهم.

اما عده‌ای می‌گویند اگر علی دایی بعد از قطع همكاری با پرسپولیس بیرون می‌ماند، موقعیت‌های بهتری نصیبش می‌شد.

من روزی هم كه كارم را در پرسپولیس شروع كردم اصلا به این مسائل فكر هم نكردم. من در پرسپولیس مهمان بودم و با تمام وجودم برای این تیم كار كردم و بابت قطع همكاری هم اصلا ناراحت نیستم چون فوتبال همین است. اما نحوه كنار رفتن و سناریویی كه نوشته شده بود و فیلم‌هایی كه بازی شد من را ناراحت كرد. همین الان هم من به نوعی كارمند باشگاه راه‌آهن محسوب می‌شوم و اگر امروز به من بگویند قرار است از فردا یك مربی دیگری در راه‌آهن كار كند با مالكان باشگاه دست می‌دهم، خداحافظی می‌كنم و می‌روم. چون پرسپولیس را دوست داشتم و از این تیم به قطر و اروپا رفتم و به خیلی چیزها رسیدم. احساس می‌كردم باید دینم را به این تیم ادا كنم. خدا را هم شكر می‌كنم كه طی یك‌سال‌و نیم دو جام برای پرسپولیس آوردم و بر خلاف میل خیلی‌ها با خاطره خوش تیم را ترك كردم. موقع رفتن اصلا و ابدا فكر نمی‌كردم كه یك روز به پرسپولیس برگردم یا چشم به نیمكت این تیم داشته باشم. خیلی‌ها به من گفتند به راه‌آهن نرو و برای تحت فشار گذاشتن بعضی‌ها بیرون بمان اما من آدمی نیستم كه بخواهم جای كسی را بگیرم یا كاری كنم كه طرف، سایه من را بالای سرش احساس كند.

دلتان برای پرسپولیس تنگ نمی‌شود؟

ممكن است دلتنگ شوم اما اساسا آدمی هستم كه خیلی زود با واقعیت‌ها كنار می‌آیم. برای همین بلافاصله بعد از پرسپولیس، آمدم با راه‌آهن قرارداد بستم و تمام فكر و ذكرم موفقیت این تیم است.

اما حرف و حدیث در مورد دلایل پیوستن شما به راه‌آهن زیاد است. عده‌ای می‌گویند علی دایی یكی از سرمایه‌گذاران باشگاه است، سهام خریده و به همین دلیل مربیگری راه‌آهن را پذیرفته است.

از این حرف و حدیثها و شایعات برای من زیاد درست كردند. زمانی هم كه در پرسپولیس كار می‌كردم، آقایان در رسانه‌هایشان نوشته بودند علی دایی حواسش به فعالیت‌های اقتصادی‌اش معطوف شده و تمركز ندارد. متاسفانه عده‌ای صحبت‌هایی را مطرح می‌كنند كه پشتش عقل و منطق نیست. من از موقعی كه در تیم بانك تجارت بودم كار اقتصادی می‌كردم. وقتی هم در آلمان بودم كار اقتصادی می‌كردم. همزمان با شروع فوتبالم فعالیت اقتصادی می‌كردم و با زحمت زیاد به خیلی چیزها رسیدم. قبل از پیوستن به راه‌آهن از سایپا پیشنهاد داشتم كه هر گونه صحبت و مذاكره را به بعد از بازهای پرسپولیس در جام حذفی موكول كردم. آخر فصل هم پیشنهاد راه‌آهن بود و نفت تهران. شرایط راه‌آهن را خیلی خوب دیدم اگر خوب نبود اصلا مربیگری را كنار می‌گذاشتم چون زندگی‌ام را از راه فوتبال اداره نمی‌كنم. زندگی من از جاهای دیگری تامین می‌شود و فوتبال برای من یك علاقه شخصی و دلمشغولی به قول خارجی‌ها یك جور «هابی» است. در فوتبال خیلی چیزها یاد گرفتم كه می‌توانم آنها را به جوان‌ها یاد بدهم. اگر شرایط راه‌آهن هم همان چیزی نبود كه فكرش می‌كردم هزار‌سال دیگر هم به اینجا نمی‌آمدم.

شما از یك تیم پرهیاهو وارد فضای آرام و سوت و كور باشگاه راه‌آهن شده اید. زندگی تازه‌ای كه در این باشگاه آغاز كرده اید با روحیات شما سازگار است؟
اینجا آن قدرها هم كه فكر می‌كنید سوت و كور نیست. به لطف مردم در بازی‌های خانگی چهار هزار نفر تماشاگر داریم و در شهرستان‌ها هم ما را تنها نمی‌گذارند. متاسفانه من در پرسپولیس از مسائلی كه بیرون از زمین فوتبال برایم درست می‌كردند خیلی اذیت شدم و در این یك سال و نیم سختی كشیدم اما اینجا خیلی احساس اطمینان و آرامش می‌كنم. به همین دلیل راحت‌تر و با تمركز بیشتری كار می‌كنم و اینجا به تنها چیزی كه فكر می‌كنم فوتبال است. به نظرم در فضای فعلی خیلی بهتر می‌توانم توانایی هایم درعرصه مربیگری را نشان بدهم.
اما شما در دوران بازیكنی هم نشان داده اید اساسا شخصیت مبارزه طلب و ماجراجویی دارید و در شرایط سخت عملكرد بهتری را بروز داده اید.
من الان هم می‌خواهم روحیه مبارزه طلبی‌ام را در زمین مسابقه نشان بدهم. در زمین مسابقه می‌خواهم برنده باشم و راه‌آهن هم آن روحیه سالهای قبل را نداشته باشد. به نظر من هیچ مبارزه‌ای قشنگ‌تر از این نیست كه هر كسی برای به بار نشستن زحمات و سختی‌هایی كه طی روزها و هفته‌ها متحمل شده در زمین مسابقه تلاش كند. خیلی مهم است كه شما در یك رقابت سالم برای رسیدن به موفقیت دعوا كنی. سالم كار كردن برای من از همه چیز مهم‌تر است. خدا همیشه كمك كرده و مطمئنم اینجا هم كمكم خواهد كرد.
از فضای فعلی اطراف باشگاه مشخص است كه اینجا آزادی عمل بیشتری خواهید داشت و خبری از دخالت‌های مدیریتی نیست.
من در عرصه مربیگری سابقه زیادی ندارم اما هر جا كار كردم حریم خودم را می‌دانستم و فقط به مسائل فنی فكر كردم. در این مدت تمام كسانی را كه با من همكاری داشته‌اند را مجاب كردم مسئولیت فنی را به من واگذار كنند و به كارهای خودشان برسند. بعضی وقت‌ها پیش آمده كه عده‌ای می‌خواستند نظرات شان را اعمال كنند اما من كسی نیستم كه به این مسائل تن بدهم و مقابل خیلی از آنها ایستاده ام. در این مدت كم به افتخاراتی رسیده‌ام كه یك مربی شاید طی 20 سال هم نمی‌توانست به آنها برسد. اگر می‌خواستم زیر بار این مسائل بروم مطمئنا هیچ وقت به موفقیت نمی‌رسیدم.
من صرفا به مسائل فنی فكر می‌كنم و هر جا می‌روم از روز اول سنگ‌هایم را وا می‌كنم. در باشگاه راه‌آهن هر كس در جایگاه خودش فعالیت می‌كند و تقسیم‌بندی كارها از تمام جاهایی كه كار كرده‌ام ملموس‌تر است.
چرا شما معمولا بعد از قطع همكاری با مدیران فوتبالی به مشكل برمی‌خورید و به قولی اساسا روحیه پرخاشگری دارید؟
من از حقم نمی‌گذرم و همیشه برای رسیدن به حقم دعوا كرده ام. حرف زور و دروغ را هم نمی‌پذیرم. از كسی كه به طور پنهانی با مربی دیگری تمام كرده و در جلسات از من صحبت كند و مایه بگذارد بدم می‌آید. از آدم‌هایی كه دورو و ریاكار هستند و خودشان را یك جور دیگری نشان می‌دهند بیزارم. در حالت عادی شما رفتار عجیبی از من نخواهید دید. شاید موضع گیری آشكار من جالب نباشد و به ضررم تمام شود اما من همینی هستم كه می‌بینید و نمی‌توانم در برابر این مسائل سكوت كنم. دوست دارم همیشه با خودم صادق باشم. شاید خیلی جاها صبوری به خرج دادم اما صبر كردن هم حد و اندازه‌ای دارد.
اما شما بعد از قطع همكاری با تیم ملی هم مدیران فدراسیون فوتبال را زیر سوال بردید.
زمانی كه سرمربی تیم ملی بودم با یكسری بازیكن جوان در مسابقات غرب آسیا قهرمان شدیم. شاید كسب این مقام اهمیت چندانی نداشته باشد اما معرفی شدن بازیكنان جوان و آینده دار به فوتبال ملی خودش یك موفقیت بزرگ بود. زمانی كه مربی تیم ملی بودم سید مهدی رحمتی حقش بود فیكس تیم ملی باشد و به حقش هم رسید. او شاید قبل از من هم می‌توانست دروازه‌بان فیكس تیم ملی باشد اما كسی این فرصت را به او نداده بود. من این اعتقاد را به مهدی رحمتی داشتم و به او فرصت خودنمایی دادم و دیدید كه بهترین دروازه‌بان ایران شد. پنج سال است كه وارد عرصه مربیگری شدم اما در همین مدت نسبتا اندك نتیجه بدی نگرفتم. زمانی یك مربی دویست بازیكن ملی پوش را در اختیار دارد، لازم نیست كار خاصی انجام بدهد اما اگر شما بتوانید با یك تیم جوانی كه اغالب بازیكنانش بعدها ملی پوش می‌شوند كار كنید مطمئنا كار بزرگی انجام داده اید.
شناسایی و آموزش فوتبالیستهای جوان یك پروسه بلند‌مدت و زمان‌بر است. به نظر شما فوتبال ایران این فرصت را به مربی می‌دهد؟
كاری به فضای فعلی فوتبال ایران ندارم و اصولا در كارم به بازیكنان جوان اعتقاد دارم و تا امروز از میدان دادن به بازیكنان جوان ضرر نكرده‌ام. معمولا در كنار جوان‌ها بازیكنان با تجربه هم داشته‌ام كه به من كمك كرده‌اند. در تیم‌های من همیشه یك تعادلی بین بازیكنان جوان و باتجربه برقرار بوده اما هر موقع ریسك كردم و به جوان‌ها میدان دادم از آنها جواب گرفتم.
علی دایی با راه‌آهن می‌خواهد به كجا برسد؟
اگر در راه‌آهن بمانم یك روز با این تیم قهرمان لیگ برتر می‌شوم.







تا حالا چند نفر از این مطلب بازدید کردند؟: نفر

:: برچسب ها : گفت و گو با علی دایی ، مصاحبه با علی دایی ، ناگفته های علی دایی ، گفت و گو مفصل با علی دایی ، مصاحبه مفصل با علی دایی ، علی دایی ، گفتگوی تفصیلی با علی دایی ، مصاحبه کامل علی دایی ، کامل ترین مصاحبه با علی دایی ،

نویسنده : میلاد     +    [ نظرات () ]


سایت دانلود آهنگ :
دانلود آهنگ های قدیمی و موزیک های زیبای جدید تنها در سایت www.oldmusic.ir ... آهنگهای خاطره انگیز خودتان را دوباره دانلود کنید و گوش دهید .!
فروشگاه کارت شارژ :
فروشگاه اینترنتی کارت شارژ عمو شارژر .! فروش انواع کارت شارژ سیم کارت های اعتباری: از ایرانسل و همراه اول گرفته تا تالیا و وایمکس ...
سایت پیامک (sms) عمو اس ام اس :
به روزترین سایت اس ام اس در موضوعات مختلف از جمله : فلسفی ، شاعران ، طنز ، نویسندگان ، سرکاری ، مناسبتی و ...
سایت تفریحی کلبه :
سایت تفریحی و سرگرمی کلبه ... جدیدترین مطالب طنز ، عکس خواننده ها و بازیگران ، مطالب جالب ، خبرهای داغو باور نکردنی و ...
سیستم تبلیغاتی گرند پی تی سی :
سیستم تبلیغات کلیکی و نمایشی گرند پی تی سی بهترین مکان برای نمایش تبلیغات شماست و بهترین راه برای کسب درآمد وب مسترها ...





دهه دوم رقابت‌های لیگ برتر در حالی سه‌شنبه شب رسما آغاز می‌شود که در دوره گذشته این رقابتها تیم فوتبال سپاهان، امیرقلعه نویی و رضا عنایتی رکوردهایی را به خود اختصاص داده اند.

یازدهمین دوره لیگ برتر در حالی از فردا سه‌شنبه آغاز می‌شود که در 10 دوره گذشته این مسابقات تیم فوتبال سپاهان با 3 عنوان قهرمانی، برترین تیم این رقابت‌ها محسوب می‌شود.

امیر قلعه‌نویی با چهار عنوان قهرمانی(2 جام با استقلال - 2 جام با سپاهان) و رضا عنایتی با سه بار کسب عنوان آقای گل رکوردداران این جام هستند. ضمن اینکه بازگشت مهدوی‌کیا و هاشمیان به فوتبال ایران، کسر 6 امتیاز از پرسپولیس، پیروزی 9 بر 2 ابومسلم، مصدومیت سرباز احمدی، دیرترین قهرمانی در دقیقه 7+90 و اشتباه فراموش نشدنی کمک داور دیدار استقلال اهواز و مس کرمان از اتفاقات برجسته 10 دوره گذشته لیگ برتر است.

تیم‌های استقلال تهران، سپاهان اصفهان و ذوب‌آهن اصفهان هم تیم‌هایی بودند که در هفته پایانی قهرمانی را به ترتیب به تیم‌های پرسپولیس، پرسپولیس و سپاهان اصفهان تقدیم کردند. این مسئله نشان می‌دهد قهرمانی‌های پرسپولیس در این جام در دقایق و حتی ثانیه‌های پایانی این جام بدست آمده است.

در زیر به صورت مختصر به اتفاقات 10 دوره گذشته لیگ برتر اشاره شده است:
نخستین دوره لیگ برتر: قهرمانی پروین با کمک ملوان
پس از قهرمانی استقلال در آخرین دوره جام آزادگان که با حضور 12 تیم برگزار شد، نخستین دوره لیگ برتر با افزایش دو تیم و با حضور تیم‌های استقلال، پرسپولیس، فولاد، پاس تهران، ابومسلم، ذوب‌آهن، پیکان، برق شیراز، سپاهان، فجرسپاسی شیراز، سایپا، ملوان بندرانزلی، استقلال رشت و تراکتورسازی تبریز فعالیت رسمی‌اش را آغاز کرد.

در این دوره رقابت اصلی برای قهرمانی بین سرخابی‌ها در جریان بود و پیش از برگزاری هفته بیست و ششم و پایانی، کمتر هوادار پرسپولیس به قهرمانی تیمش امیدوار بود اما ملوان در خانه با یک گل استقلال را شکست داد تا پرسپولیس با پیروزی خانگی برابر فجرسپاسی، با 49 امتیاز قهرمان نخستین دوره لیگ برتر لقب بگیرد. استقلال با 48 امتیاز و فولاد با 45 امتیاز در رتبه‌های دوم و سوم قرار گرفتند. تیم‌های استقلال رشت و تراکتورسازی تبریز هم به دسته پائین‌تر سقوط کردند.

پرگل‌ترین پیروزی فصل را ابومسلم در هفته پایانی برابر استقلال رشت کسب کرد که این تیم را در ورزشگاه خانگی با نتیجه 9 بر 2 شکست داد. غلامرضا عنایتی با 7 گلی که در آن بازی به ثمر رساند، ضمن ثبت رکورد بیشترین تعداد گل در یک دیدار، در نهایت با 17 گل زده آقای گل لیگ لقب گرفت.

دومین دوره لیگ برتر: شاگردان کاظمی شگفتی ساز شدند
تیم‌های استقلال اهواز و صنعت نفت آبادان به عنوان تیم‌های برتر دسته اول جواز حضور در دومین دوره لیگ را کسب کردند، مسابقاتی که همچنان با 14 تیم برگزار شد و در نهایت شاگردان فرهاد کاظمی شگفتی ساز این جام لقب گرفتند.

سپاهانی‌ها درحالی پس از رقابتی نزدیک با پاس تهران و پرسپولیس، جام قهرمانی دومین دوره لیگ برتر را بالای سربردند که با متوقف کردن پرسپولیس در هفته بیست و چهارم قهرمان زودهنگام این مسابقات لقب گرفتند. صنعت نفت آبادان و ملوان انزلی هم با 26 امتیاز و تفاضل گل کمتر نسبت به ابومسلم، به دسته پائین‌تر سقوط کردند.

پیروزی 5 بر 2 سایپا در اهواز برابر استقلال این شهر پرگل‌ترین پیروزی این جام و برتری 3 بر 2 پاس برابر سپاهان در هفته آخر که باعث نایب قهرمانی این تیم تهران شد، پرحرف و حدیث‌ترین دیدار این مسابقات بود. ضمن اینکه ادموند بزیک با 13 گل بهترین گلزن این رقابت‌ها لقب گرفت.



سومین دوره لیگ برتر: قهرمانی پاس با کمک استقلال!
پگاه گیلان که همان استقلال رشت بود و با نام جدید در جام سوم حضور یافت و شموشک نوشهر، تیم‌های برتر دسته اول بودند که جواز حضور در لیگ را بدست آوردند.

شاگردان آبی‌پوش قلعه‌نویی که تا هفته‌های پایانی صدرنشین بودند، با شکست 2 بر یک در زمین همنام اهوازی خود و پیروزی 4 بر 3 پاس برابر سپاهان در اصفهان، در پایان هفته بیست و پنجم صدرنشینی را به پاس اهدا کردند. سبزپوشان تهرانی هم در بازی آخر برابر استقلال اهواز در ورزشگاه دستگردی به برتری 5 بر صفر دست یافتند تا قهرمان سومین دوره این جام شوند.

تیم‌های سایپا و شموشک نوشهر هم قعرنشینان این مسابقات بودند اما با توجه به تغییرات ایجاد شده در نحوه برگزاری این جام و افزایش تعداد تیم‌های حاضر در لیگ برتر به 16 تیم، علاوه بر تیم‌های صباباتری و ملوان صدرنشینان جدول دسته اول، این دو تیم در دیدارهای پلی‌آف، با برتری برابر شهیدقندی یزد و صنعت نفت آبادان در مسابقات دوره‌ای، در لیگ برتر باقیماندند.

پیروزی 8 بر 2 پرسپولیس تهران در هفته نخست برابر پگاه گیلان پرگل‌ترین پیروزی جام سوم بود و علی دایی با 16 گل زده عنوان آقای گل این جام را از آن خود کرد. ستا‌ره‌های پرسپولیس با وینگو بگوویچ، یکی از پرحاشیه دوران این تیم را رقم زدند.

چهارمین دوره لیگ برتر: درخشش جوانان اهوازی
در روزهایی که سرخابی‌ها اسیر حاشیه‌های بسیاری بودند، ملادن فرانچیچ با تکیه بر جوانان فولاد از جمله میرزاپور، کعبی، مبعلی، علوی، بداوی و ...که خیلی‌ها آنها را ماحصل جوانگرایی ارزشمند لوکا بوناچیچ می‌دانستند، مقتدرانه قهرمان لیگ شانزده تیمی چهارم شدند. این تیم پس از توقف ذوب‌آهن برابر پاس و برتری 2 بر صفر مقابل پگاه در هفته بیست و پنجم، قهرمانی خود را مسجل کردند. تیم‌های پیکان تهران و پگاه گیلان به دسته پائین‌تر سقوط کردند

پیروزی 6 بر صفر استقلال اهواز برابر شموشک نوشهر جالب‌ترین پیروزی و تساوی 4 بر 4 صباباتری و برق شیراز پرگلترین دیدار این جام بود. رضا عنایتی مهاجم استقلال با 20 گل‌زده، برای دومین مرتبه آقای گل لیگ برتر شد.

پنجمین دوره لیگ برتر: نخستین قهرمانی قلعه‌نویی
شهید قندی یزد و راه آهن شهرری به عنوان تیم‌های برتر لیگ دسته اول جواز حضور در این مسابقات را بدست آوردند که در نهایت هواداران استقلال تهران توانستند قهرمانی تیم محبوب خود در لیگ برتر را جشن بگیرند.

استقلال در این فصل هم در رقابتی نزدیک با پاس، در حالی با 59 امتیاز قهرمان لیگ برتر شد که سبزپوشان تهرانی با 58 امتیاز در جایگاه دوم قرار گرفتند. پاس در هفته بیست و هفتم در ورزشگاه خانگی پیروزی 4 بر 2 را با تساوی 4 بر 4 عوض کرد و همان دو امتیاز باعث شد، شاگردان مصطفی دنیزلی از رسیدن به قهرمانی محروم شوند.

پیروزی 7 بر یک پاس تهران برابر فولادخوزستان پرگل‌ترین پیروزی این مسابقات بود. ضمن اینکه رضا عنایتی با 21 گل زده برای سومین بار متوالی عنوان آقای گلی لیگ برتر را کسب و رکورد دیگری را در این مسابقات به نام خود ثبت کرد. تیم‌های شهید قندی و شموشک نوشهر هم به دسته پائین‌تر سقوط کردند.



ششمین دوره لیگ برتر: جام بالای سر دایی نارنجی
مس کرمان و پگاه گیلان از دسته اول به این مسابقات صعود کردند و تیم سایپا با علی دایی و اشتباه فراموش نشدنی کمک داور دیدار استقلال اهواز و مس کرمان، برای نخستین مرتبه قهرمان لیگ برتر شود.

پس از اتفاقات جام جهانی 2006 آلمان، علی دایی به تیم سایپا پیوست اما پس از اینکه در میانه فصل ناگهان ورنر لورانت آلمانی از ادامه همکاری با این تیم انصراف داد، دایی هدایت نارنجی‌پوشان را برعهده گرفت و در رقابتی نزدیک با استقلال اهواز، استقلال و پرسپولیس، تیمش را قهرمان لیگ برتر کرد.

البته در هفته بیست و هشتم و در دقایق پایانی دیدار استقلال اهواز و مس کرمان، کمک داور دوم مسابقه به اشتباه گل صحیح استقلال اهواز را مردود کرد تا این تیم از رسیدن به قهرمانی محروم شود. دایی پس از قهرمانی با سایپا بصورت رسمی از دنیای فوتبال خداحافظی کرد.

پیروزی 4 بر صفر سپاهان برابر استقلال اهواز، جالب‌ترین پیروزی این جام بود. ضمن اینکه عرفان اولروم از ابومسلم و مهدی رجب‌زاده از ذوب‌آهن با 17 گل، بصورت مشترک عنوان آقای گل جام را کسب کردند.

هفتمین دوره لیگ برتر: پرحاشیه ترین لیگ و قهرمانی دقیقه 7+90
افزایش تعداد تیم‌های لیگ برتر به 18 تیم باعث شد فولاد خوزستان و راه آهن که در پایان لیگ ششم در قعر جدول قرار داشتند، در دیدارهای پلی آف با تراکتورسازی تبریز و شهرداری، بازی کنند و در نهایت راه آهن به عنوان تیم برتر این مسابقات جواز حضور در لیگ برتر را کسب کرد. شیرین فراز کرمانشاه و پگاه گیلان به عنوان تیم‌های برتر دسته اول و تیم صنعت نفت آبادان با رای دیوان عدالت اداری و پس از پیروزی در پرونده تخلف راه آهن، هم لیگ برتری شدند.

بازگشت افشین قطبی به ایران و قبول سرمربیگری پرسپولیس هم از اتفاقات جالب این جام بود. این مربی با حمایت حبیب کاشانی توانست در دقیقه 7+90 دیدار پایانی لیگ برابر سپاهان، پرسپولیس را با 59 امتیاز برای دومین مرتبه به عنوان قهرمانی لیگ برتر برساند. البته فیفا به خاطر شکایت رافائل مهاجم پیشین پرسپولیس 6 امتیاز از این تیم کسر کرده بود و سپاهان هم که به خاطر اتفاقات بازی رفت با پرسپولیس و مصدومیت سرباز احمدی با کسر سه امتیاز مواجه شده بود، با 58 امتیاز در رده دوم قرار گرفت.

انتقال پر حرف و حدیث پاس تهران به همدان هم در کنار تمام این این مسائل، حاشیه‌های لیگ هفتم را بیشتر کرد. پیروزی 5 بر صفر پرسپولیس برابر شیرین فراز کرمانشاه و راه‌آهن برابر پیکان از جالب‌ترین پیروزی‌های این لیگ بود. شیرین فراز کرمانشاه و صنعت نفت آبادان در پایان این جام به دسته اول سقوط کردند.

هشتمین دوره لیگ برتر: قهرمانی استقلال در مشهد
تیم‌‎های پیام مشهد و سپاهان نوین اصفهان از لیگ دسته اول به لیگ برتر صعود کردند ولی فولادخوزستان با خرید امتیاز سپاهان نوین لیگ برتری شد، استقلال هم پس از سال‌ها موفق شد بار دیگر با ‌‎امیر قلعه‌نویی به عنوان قهرمان دست یابد.

در این فصل تیم‌های استقلال و ذوب‌ اصفهان رقابت نزدیکی برای رسیدن به قهرمان داشتند که در هفته پایانی درحالیکه ذوب‌آهن برای قهرمانی به یک امتیاز نیاز داشت، در اهواز تن به شکست سنگین 4 بر یک برابر فولاد داد تا استقلال با پیروزی یک بر صفر برابر پیام در مشهد جام قهرمانی را بالای سرببرد.

با توجه به تغییر در نحوه برگزاری مسابقات لیگ، در پایان این مسابقات تیم‌های پیام خراسان، داماش گیلان و برق شیراز به دسته اول سقوط کردند. آرش برهانی از استقلال با 21 گل زده، عنوان آقای گل جام را کسب کرد و پیروزی 6 بر 3 ذوب آهن برابر سایپا، پرگل‌ترین پیروزی لیگ بود.



نهمین دوره لیگ برتر: قهرمانی سپاهان با قلعه‌نویی
صعود تیم‌های استیل آذین، تراکتورسازی تبریز و شاهین بوشهر از لیگ دسته اول به لیگ برتر، حضور امیر قلعه‌نویی در سپاهان و کوچ استقلالی‌ها به این تیم زردپوش اصفهانی از اتفاقات جالب توجه این مسابقات بود.

بار دیگر رقابت اصلی بین تیم‌های قلعه‌نویی و ابراهیم‌زاده بود و ناکامی ذوب‌آهن در هفته‌های پایانی زمینه‌ساز دومین قهرمانی تیم فوتبال سپاهان در لیگ اینبار با هدایت سرمربی فصل گذشته استقلال بود. این تیم با اقتدار و درحالی که 6 امتیاز با ذوب‌آهن قرارداد داشت، عنوان قهرمانی را کسب کرد. بازگشت مهدوی‌کیا به فوتبال ایران و همراهی تیم استیل آذین در اواخر مسابقات یکی دیگر از اتفاقات این جام بود.

پیروزی 6 بر 2 استیل آذین برابر مس در کرمان پرگل‌ترین پیروزی این جام بود. عمادرضا از سپاهان با 19 گل زده عنوان آقای گلی را بدست آورد. تیم‌های مقاومت سپاسی شیراز، ابومسلم مشهد و استقلال اهواز هم به دسته اول سقوط کردند.

دهمین دوره لیگ برتر: رکوردشکنی قلعه‌نویی و سپاهان
اجرای قانون سقف قراردادها، مهترین موضوع لیگ دهم بود. ضمن اینکه تیم‌های نفت تهران، صنعت نفت آبادان و شهرداری تبریز از دسته اول به لیگ برتر صعود کردند.

از ابتدای این جام مثلث قهرمانی بین تیم‌های سپاهان، استقلال و ذوب‌آهن شکل گرفت و در نهایت بار دیگر سپاهانی‌ها موفق به کسب عنوان قهرمانی شدند. با این قهرمانی قلعه‌نویی در سه سال متوالی تیم‌های خود را قهرمان لیگ کرد و سپاهان هم نخستین تیمی نام گرفت که سه عنوان قهرمانی در لیگ کسب کرده است. بازگشت وحید هاشمیان به فوتبال ایران هم از اتفاقات جالب این مسابقات بود.

مسئولان تیم استیل آذین با خرید ستاره‌های لیگ، مدعی قهرمانی بودند اما روز به روز افول تا در نهایت به دسته اول سقوط کرد. ضمن اینکه برتری 6 بر یک شهرداری تبریز برابر این تیم در تهران، پرگل و مهمترین پیروزی لیگ بود زیرا باعث سقوط قطعی استیل آذین و بقا شهرداری در لیگ شد.

رضا نوروزی که در هفته سی و سوم این مسابقات به تنهایی 5 مرتبه دروازه پاس همدان را باز کرده بود، با 24 گل آقای گل لیگ برتر شد. وی بیشترین گل زده توسط یک مهاجم در طول یک دوره لیگ را هم به خود اختصاص داد.

تاریخچه کامل قهرمانان و آقای گل‌های ادوار مختلف رقابت‌های فوتبال باشگاهی در ایران
لیگ منطقه‌ای:
1349: استقلال - آقای گل: حسین کلانی از پرسپولیس با 7 گل زده
1350: پرسپولیس تهران - آقای گل: حسین کلانی و صفر ایرانپاک هر دو از پرسپولیس با 11 گل زده

جام تخت جمشید:
1352: پرسپولیس تهران - آقای گل: غلامحسین مظلومی از تاج( استقلال) با 15 گل زده
1353: استقلال - آقای گل: غلامحسین مظلومی از استقلال و عزیز اسپندار از ملوان بندرانزلی با 10 گل زده
1354: پرسپولیس تهران - آقای گل: نادر نورایی از هما با 18 گل زده
1355: پاس تهران - آقای گل: غلامحسین مظلومی از استقلال با 19 گل زده
1356: پاس تهران - آقای گل: عزیز اسپندار از ملوان بندرانزلی با 16 گل زده
1357: این دوره به علت انقلاب اسلامی ایران ناتمام ماند - آقای گل: حسین فرکی از پاس با 7 گل زده(پیش از لغو بازی‌ها)

لیگ قدس:
1368-69: استقلال تهران - آقای گل: محمد احمدزاده از ملوان با 16 گل زده

مسابقات جام آزادگان:
1370: پاس تهران - آقای گل: فرشاد پیوس از پرسپولیس با 11 گل زده
1371: پاس تهران - آقای گل: جمشید شاه محمدی از کشاورز با 11 گل زده
1372: سایپا تهران - آقای گل: عباس سیمکانی از ذوب آهن با 17 گل زده
1374: سایپا تهران - آقای گل: فرشاد پیوس از پرسپولیس با 20 گل زده
1374-75: پرسپولیس - آقای گل: محمد مومنی از پلی اکریل اصفهان با 19 گل زده
1375-76: پرسپولیس - آقای گل: علی اصغر مدیرروستا از بهمن با 18 گل زده
1376-77: استقلال تهران - آقای گل: حسین خطیبی از شهرداری تبریز با 15 گل زده
1377-78: پرسپولیس - آقای گل: عبدالجلیل گل چشمه از ابومسلم و کورش برمک از تراکتورسازی با 11 گل زده
1378-79: پرسپولیس - آقای گل: مهند المهدی از صنعت نفت آبادان با 15 گل زده
1379-80: استقلال تهران - آقای گل: رضا صاحبی از ذوب آهن اصفهان با 14 گل زده

تیم‌های برتر اداوار مختلف لیگ برتر:
1380-81: پرسپولیس - آقای گل: غلامرضا عنایتی از ابومسلم با 17 گل زده
1381-82: سپاهان اصفهان - آقای گل: ادموند بزیک از سپاهان با 12 گل زده
1382-83: پاس تهران - آقای گل: علی دایی از پرسپولیس با 16 گل زده
1383-84: فولادخوزستان - آقای گل: غلامرضا عنایتی از استقلال با 20 گل زده
1384-85: استقلال - آقای گل: غلامرضا عنایتی از استقلال با 21 گل زده
1385-86: سایپا کرج - آقای گل: عرفان اولروم از ابومسلم و مهدی رجب زاده از ذوب آهن با 17 گل زده
1386-87: پرسپولیس - آقای گل: محسن خلیلی از پرسپولیس و هادی اصغری از راه آهن با 17 گل زده
1387-88: استقلال - آقای گل: آرش برهانی از استقلال با 21 گل زده
1388-89: سپاهان اصفهان - آقای گل: عمادرضا از سپاهان با 19 گل زده
1389-90: سپاهان اصفهان - آقای گل: رضا نوروزی از فولاد با 24 گل زده







تا حالا چند نفر از این مطلب بازدید کردند؟: نفر

:: برچسب ها : سپاهان ، قلعه‌نویی و عنایتی رکوردداران لیگ ، نگاهی به اتفاقات 10دوره قبل ، نگاهی به دهه 80 لیگ برتر ایران ، اتفاقات 10 سال اخیر لیگ برتر ایران ، رکورد داران 10 سال اخیر لیگ برتر ، بهترین های دهه 80 لیگ ایران ، بهترین بازیکنان 10 سال اخیر لیگ ایران ، رکورد داران 10 سال اخیر لیگ ایران ، لیگ ایران در دهه 80 ،

نویسنده : میلاد     +    [ نظرات () ]

:: مطالب پیشین :


 1    2    3    4    5    6    7    ...