تبلیغات
مطالب جالب دنیای امروزی - ازدواج خوب است،نه این طوری

 مطالب جالب دنیای امروزی 
 مطالب جالب دنیای امروزی 

ازدواج خوب است،نه این طوری




سایت دانلود آهنگ :
دانلود آهنگ های قدیمی و موزیک های زیبای جدید تنها در سایت www.oldmusic.ir ... آهنگهای خاطره انگیز خودتان را دوباره دانلود کنید و گوش دهید .!
فروشگاه کارت شارژ :
فروشگاه اینترنتی کارت شارژ عمو شارژر .! فروش انواع کارت شارژ سیم کارت های اعتباری: از ایرانسل و همراه اول گرفته تا تالیا و وایمکس ...
سایت پیامک (sms) عمو اس ام اس :
به روزترین سایت اس ام اس در موضوعات مختلف از جمله : فلسفی ، شاعران ، طنز ، نویسندگان ، سرکاری ، مناسبتی و ...
سایت تفریحی کلبه :
سایت تفریحی و سرگرمی کلبه ... جدیدترین مطالب طنز ، عکس خواننده ها و بازیگران ، مطالب جالب ، خبرهای داغو باور نکردنی و ...
سیستم تبلیغاتی گرند پی تی سی :
سیستم تبلیغات کلیکی و نمایشی گرند پی تی سی بهترین مکان برای نمایش تبلیغات شماست و بهترین راه برای کسب درآمد وب مسترها ...





دیوان‌عالی کشور حکم تبرئه مرد کلاهبرداری را که به عنوان پزشک متهم به به تعرض به ۲۷ دختر جوان بود، تأیید کرد و این مرد تنها به اتهام رابطه نامشروع به شلاق و تبعید محکوم شد. آیا این حکم عادلانه بود؟ آیا این دختران خود در این ماجرا بی تقصیر بودند؟





سرویس اجتماعی به دخت/

اخیرا خبری در روزنامه آمده بود که:

دیوان‌عالی کشور حکم تبرئه مرد جوانی را که با معرفی خودش به عنوان پزشک به تعرض به ۲۷ دختر جوان متهم شده بود، مورد تأیید قرار داد و این مرد به اتهام رابطه نامشروع به شلاق و تبعید محکوم شد.

بطور خلاصه ماجرا از این قرار بوده:

۱- دختر جوانی به دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۵ تهران رفت و گفت مرد جوانی به او تعرض کرده و اموالش را هم به سرقت برده است. نجمه توضیح داد: چند روز قبل وقتی از محل کارم به خانه می‌رفتم، مردی به من نزدیک شد و گفت چند روزی است مرا تحت نظر دارد. او خودش را دکتر علیرضا سعادتی معرفی کرد و چند سربرگ پزشکی هم به من نشان داد و گفت پزشک است و می‌خواهد با من ازدواج کند. وقتی به من اصرار کرد، به او اعتماد کردم. چند روز بعد مرا به خانه‌ای برد و در آنجا با من رابطه برقرار کرد، بعد هم دستبند گران قیمتم را از من گرفت تا نمونه آن را برایم بخرد، اما دیگر از او خبری نشد. دختر جوان سپس مشخصات متهم را در اختیار مأموران گذاشت تا اینکه بعد از چند روز، شکایت مشابهی مطرح شد. شاکی این بار دختر جوانی به نام سیما بود…

۲- … به خانه مان آمد و در حضور اعضای خانواده‌ام از من خواستگاری کرد. یک روز هم من را به خانه‌ای دعوت کرد و گفت خانه متعلق به یکی از دوستانش است. بعد هم آنجا با من رابطه برقرار کرد، چون فکر می‌کردم سرانجام همسر او می‌شوم. اما …

۳- …اما آن شب با گل و شیرینی به خانه‌مان آمد و در حضور خانواده‌ام از من خواستگاری کرد. چند روز هم با هم به گردش رفتیم و چند بار هم با من رابطه برقرار کرد تا اینکه ۱۰ میلیون تومان از پس اندازم را گرفت تا مقدمات عروسی‌مان را فراهم کند، اما دیگر از او خبری نشد.

۴- … دختر جوان گفت متهم چند بار به او تعرض کرده، اما به خاطر آبروی خانوادگی‌اش از شکایت خودش منصرف شده است.

…سرانجام در حالی که تعداد شکات به ۲۶ نفر رسیده بود، متهم دستگیر شد. هفت نفر از شاکیان از پزشک قلابی به اتهام تجاوز به عنف و شش نفر به اتهام رابطه نامشروع شکایت داشتند.

کیا ۴۲ ساله وقتی در پلیس آگاهی مقابل شاکیان قرار گرفت، به جرم خودش اقرار کرد و گفت قبول دارم که دختران جوان را با وعده ازدواج فریب داده و اموالشان را سرقت کرده‌ام و با چند نفر از آنها هم رابطه برقرار کرده‌ام

متهم اما در دفاع از خود اتهام کلاهبرداری را قبول و اتهام تجاوز به دختران جوان را انکار کرد و گفت با دخترانی هم که رابطه برقرار کرده با رضایت خودشان بوده است.

سرانجام هیئت قضات بعد از مشاوره و بررسی اوراق، پرونده کیا را از اتهام تجاوز به عنف تبرئه و به اتهام رابطه نامشروع به تحمل ۹۹ ضربه شلاق و دو سال تبعید به زابل محکوم کردند.

اینکه صدور چنین حکمی برای جرم های سنگین این جناب عادلانه و بحق بود، سوالی است که باید از حقوقدانان و مسئولین قضا پرسید و ما می پرسیم و امیدواریم که آنها جواب بدهند.

اما اینکه دختران این داستان چه نقشی در این قضیه داشته اند، برای جواب دادن به این سوال باید به چند نکته جالب در این ماجرا توجه کنیم:

اول- رأی دادگاه که برای همه جرایم اخلاقی این دون ژوان ۴۲ ساله ۹۹ ضربه شلاق و دو سال تبعید به عنوان مجازات درنظرگرفته است، با این نگاه صادر شده که وی متجاوز به عنف نبوده است.ظاهرا شاکیان نهایتا این حرف را قبول داشته اند !

دوم- شاکیان این پرونده، دخترانی ۱۸-۱۷ نبوده اند که فکر کنیم هنوز در خیال و رویاهای نوجوانی غوطه ور بوده اند. غالبا شاغل و در اجتماع گشته حساب می شدند. چطور ممکن است یک دختر ۲۷-۲۶ ساله و شاید بیشتر با یک آشنایی و خواستگاری خیابانی و چند تا ورق مدرک پزشکی همه مال و آبرو و… خود را دو دستی تقدیم کسی کند؟ اسم این بلاهت است یا ساده دلی یا بی قید وبندی یا …؟ به هرحال این ها برای دختر و زن ایرانی با کلی ادعای هوش و ذکاوت و … مایه خجالت است!

سوم- در میان شاکیان تنها موردی که قضیه به کلاهبرداری مالی ختم شده و اعتماد بی خودی به یک شیاد حرفه ای هزینه های دیگری نداشته، موردی است که دختر، خواستگار ادعایی را به خانواده ارجاع داده و پیش از معلوم شدن ماهیت جریان و هویت آقای خواستگار، به او اعتماد نکرده است.

چهارم- در همه موارد این دون ژوان قصه، وعده ازدواج داده که خیلی هم کارساز بوده است . درست است که ازدواج در جامعه امروز ما مشکلی است مهم، مخصوصا برای دختران، ولی می شود چنین قضایایی را به حساب این مشکل گذاشت؟ یعنی ازدواج این قدر مهم است، که آدم سرش را پایین بیندازد و از همه خط قرمزها رد شود که ازدواج کرده باشد؟ تصدیق کنیم که اگر ازدواج ها به این هیأت باشد، طلاق طبیعی ترین نتیجه آن است که اگر اتفاق نیفتد، عجیت است.

این حرف پیش خودمان بماند: واقعا این آقایان بعد از کلی رفت وآمد و امضا و مراسم و تشریفات و… چقدر به تعهدهای شان برای زندگی و خانواده و … پابندند، که بدون بگیر وببندها و چک وچانه های معمول باشند؟

پنجم- یادمان باشد که نه قانون، نه شرع، نه عرف و نه اخلاق برای سخت کردن کار ما نیستند، بلکه تضمین هایی هستند برای رسیدن ما به اهداف وخواسته های مان، اگرچه ظاهرشان کمی سخت و سفت به نظر بیاید.پس چرا دورشان بزنیم و کار را برای خودمان و خانواده و جامعه و حتی خود آن بدبخت کلاهبردار سخت کنیم؟ آیا واقعا این سخت گیریهای قانونی و اخلاقی و … به نفع دختران و زنان نیست؟ و اگر هست، دختران و زنان نباید در حفظ و حتی تقویت آن مصر باشند؟

ششم- دختران و زنان ما باید یادشان باشد که اگر چه فرهنگ غرب بسراغ آدمها و جامعه مان آمده و بعضی هنجارهای اخلاقی و شرعی را کمرنگ کرده، اما همه این هنجارها را عوض نکرده است. اتفاقا قسمت برجا مانده اش همچنان به دختران سخت می گیرد و آنها را پاکدامن و اخلاقی می خواهد. مطمئن باشید همین جناب کیا اگر بخواهد ازدواج کند، سراغ دختری آفتاب مهتاب ندیده ! را خواهد گرفت، اگر چه عدالت خدا و دست روزگار حتما یکی از همان دخترهایی را در مسیرش قرار می دهد که یکی از همقطاران کیا قبلا سرش را کلاه گذاشته است!(اگر قبول کنیم که واقعا کلاهبرداری اتفاق افتاده)

هفتم و آخر – به این سؤال جواب بدهیم :

آیا دستگاه قضایی ما احیانا بیشتر به این دختران ظلم کرده یا خودشان؟

و این نتیجه را بگیریم:

هیچ پاسبانی و نیرویی نمی تواند برای دختر و زنی که از روی سادگی و یا هوس و یا به هوای ازدواج با مردی که نمی داند کیست راهی خانه ای که نمی داند کجاست می شود، کاری کند. در این صورت شاید انتظار اینکه نیروی انتظامی بتواند دست همه این گونه شیادان هوسباز را ببندد و یا رو کند و دستگاه قضایی آنها را به اشد مجازات محکوم نماید، انتظار بجایی نباشد.

یعنی این که:

اول و آخر این خود دختران و زنانند که مسئول حفظ امنیت و حرمت خود هستند. بقیه فقط می توانند به آنها در این راه کمک کنند، اگر بخواهند.









تا حالا چند نفر از این مطلب بازدید کردند؟: نفر
نویسنده : میلاد     +    [ نظرات () ]

:: مطالب پیشین :